لک بسر

لغت نامه دهخدا

لک بسر. [ ل َ ب ُ ] ( ع اِ مرکب ) نوعی صمغ. ( ذیل قوامیس العرب دُزی در کلمه لک ). رجوع به لک البسر شود.

فرهنگ فارسی

نوعی صمغ

جمله سازی با لک بسر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنان، كاروان را يافته و پنداشته بودند كه در روزهاى آخر جمادى الآخر بسر مى برندو هنوز ماه رجب كه يكى از ماه هاى حرام است، فرا نرسيده است.

💡 به دنيا آمدم عمرى بسر بردم نفهميدم سفر كردم زيان را بيشتر كردم نفهميدم

💡 چون دفتر گل، سر بسر از گفته شاهی هر جا ورقی باز کنی، خون بچکانی

💡 پیشت بسر هر آنکه نرفتست چون قلم از تن سرش حسام تو همچون قلم زدست

💡 بسر عشق رخت سجده برد عرش و رواست که عرش باشد ماء/موم و سر عشق امام

💡 هنگاميكه در جنگ صفين پرچمدار لشگر معاويه كشته شده، و آثار ضعف و هزيمت درصفوف لشگر آشكار گرديد، عمروعاص نزد معاويه آمده، و پيشنهاد كرده كه: دستوربده هر چه زودتر قرآن ها بسر نيزه ها زده و بلند كنند.

کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز