له دراز

لغت نامه دهخدا

له دراز. [ ل َ دِ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان دزکرد بخش مرکزی شهرستان آباده، واقع در 70هزارگزی باختر اقلید و 23هزارگزی جنوب راه فرعی آباده به خسروشیرین. دارای 25 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ). محلی هفت فرسنگی میانه شمال و مغرب سمیرم است. ( فارسنامه ناصری ).

فرهنگ فارسی

ده کوچکی است از دهستان دزکرد بخش مرکزی شهرستان آباده ٠

جمله سازی با له دراز

💡 روید از بوی تو هم خواب ترا عمر دراز هست بر دعوی من زلف تو برهانی چند

💡 حدیث زلف به پایان نمی رسد صائب سخن دراز مکن، بر حدیث مار مپیچ

💡 (عاداتى كه به ساليان دراز براى ما طبيعت ثانوى شده، يك شبه از سر به در نمىرود، ولى خوشبختانه، اگر به دستور عقل و منطق و يا عزمى راسخ رفتار كنيم وشتابزده نباشيم، هر خلق و خويى، هر چه كهنه باشد، خيلى زودتر از آن چه آمده، خواهدرفت.

💡 به کدام سرو بینم که ز تو صبور باشم که دراز ماند در دل هوس قد بلندت

💡 کس نیارد به حیل دامن تقدیر به کف دست تدبیر چه کوتاه نزاری چه دراز

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز