لغت نامه دهخدا
لله فن. [ ل َ ل َ ف َ ] ( اِخ ) نام موضعی به سدن رستاق مازندران. ( مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص 125 و 126 ).
لله فن. [ ل َ ل َ ف َ ] ( اِخ ) نام موضعی به سدن رستاق مازندران. ( مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص 125 و 126 ).
نام موضعی به سدن رستاق مازندران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غیر کم حوصله را بار دل از پای نشاند للهالحمد که این فتنه به یک بار نشست
💡 در آيه بعد بار ديگر روى مساءله (اخلاص ) تاءكيد كرده مى گويد آگاه باشيد دينخالص از آن خدا است ! (الا لله الدين الخالص ).
💡 قيام لله است كه موسى كليم را با يك عصا به فرعونيان چيره كرد و تمام تخت و تاجآنها را به باد فنا داد و نيز او را به ميقات محبوب رساند و به مقام صعق و صحو كشاند.
💡 اگر نالم ز حرمان رخ مگردان حسبة لله قیاس وصل و محرومی گلستانست و نابینا
💡 در بزرگی حاش لله گر جهان خوانم تو را کز دو دست تو هر انگشتی جهانی دیگر است
💡 4- از او كه مالك آسمان ها و زمين است بايد پروا داشت، نه ديگرى. (و لله ما فى السموات...اتقواالله )