لعل شدن

لغت نامه دهخدا

لعل شدن. [ ل َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) سرخ گشتن. برنگ لعل درآمدن:
برادر جهان بین من سی وهشت
که از خونشان لعل شد خاک دشت.فردوسی.ای حمیرا اندر آتش نه تو نعل
تا ز نعل تو شود این کوه لعل.مولوی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) برنگ لعل در آمدن سرخ شدن: ای حمیرا. اندر آتش نه تو لعل تاز نعل تو شود این کوه نعل. ( مثنوی لغ. )

جمله سازی با لعل شدن

💡 تا ز لعل آتشین بر ما فشاند جرعه‌ای سالها خاک در خمار می‌باید شدن