لج افتادن

لغت نامه دهخدا

لج افتادن. [ ل َ اُ دَ ] ( مص مرکب ) (...با کسی )، با وی بستیزه برخاستن. آغاز ستیزه کردن با کسی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) لج افتادن با کسی. با وی بستیزه برخاستن.
با وی به ستیزه برخاستن آغاز ستیزه کردن با کسی.

جمله سازی با لج افتادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به چندین دست نتوانست مژگانش نگه دارد ز افتادن به هر جانب نگاه نیم مستش را

💡 پيام امام خمينى به ملت ايران به مناسبت به تعويق افتادن بازگشت ايشان  

💡 انسانى متقى و پرهيزكارى كه خداوند را آگاه تر از خويش به خويش مى داند، فريبنفس خود را نمى خورد و خود را ستايش نمى كند، زيرا نيك مى داند كه ستودن خود و در چاهستايشگران افتادن، سرآغاز گرفتار آمدن در دامذايل اخلاقى است:

برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز