لب خاییدن

لغت نامه دهخدا

لب خاییدن. [ ل َ دَ ] ( مص مرکب ) خاییدن و گزیدن لب به علامت حسرت و ندامت و تعجب و نیز شرمسار کردن کسی را:
لب چه خائی برای کشتن من
خود فلک پشت دست میخاید.میرخسرو.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گزیدن لب بنشان. تعجب شرم تاسف و پشیمانی و نیز برای خجلت دیگری.

جمله سازی با لب خاییدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ببین به بزر قطونا که وقت خاییدن خمیر مایه زهرست و هست در جلاب

💡 شکر نگر تو نو به نو آواز خاییدن شنو نی این شکر را صورتی نی طوطیان را آلتی

💡 به دندان خواست خاییدن لبش را نه تنها لب که سیب غبغبش را

💡 می‌خاید چون اشتر یعنی که دهانم پر خاییدن بی‌لقمه تصدیق ذقن دارد

💡 ندارد چاره دیوانه به جز زنجیر خاییدن حلالستت حلالستت اگر زنجیر می‌خایی

💡 گفت دندانم ز خوردن گشته سست ناید از وی شغل خاییدن درست

الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز