قنبر شاه

لغت نامه دهخدا

قنبرشاه. [ قَم ْ ب َ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان دودانگه بخش ضیأآباد شهرستان قزوین، واقع در 30هزارگزی جنوب خاوری ضیأآباد و 12هزارگزی راه عمومی. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنه آن 181 تن است. آب آن از رودخانه خررود و محصول آن غلات و کشمش و شغل اهالی زراعت است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

فرهنگ فارسی

دهی جزئ دهستان دودانگه بخش ضیائ آباد شهرستان قزوین واقع در ۳٠ هزار گزی جنوب خاور ضیائ آباد و ۱۲ هزاری راه عمومی. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. آب آن از رودخانه خررود و محصول آن غلات و کشمش و شغل اهالی زراعت است - راه مالرو دارد.

جمله سازی با قنبر شاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنجا که قنبر تو دم از سروری زند شاهان به بندگیش نمایند اعتراف

💡 در جهانگیری ز کس یاری نخواهد همچو مهر کی مدد خواهد ز قنبر گاه کین شاه نجف

💡 در زمان حکمرانی محمد قلی، روابط سیاسی میان دکن و ایران بسیار نزدیک بود و سفیرانی همچون «اسد بیک کرک یراق تبریزی» و «اغرلو سلطان» از دربار ایران به حضور وی رسیدند و از جانب دکن نیز «حاجی قنبر علی» و «قاضی مصطفی» و «مهدی قلی» به دربار شاه عباس صفوی گسیل شدند و مکاتباتی میان شاهان صفوی و امرای دکن صورت گرفت.

💡 شاه اسماعيل ده نفر قورچى فرستاد كه در مجلس وعظ مير مخدوم بنشينند و هر كس زبانبه تبرى از خلفا گشود، تنبيه كنند. در شب جمعه كه مجلس وعظ منعقد شد و مير مخدومبه شيوه مخصوص خود در حمايت شاه وعظ مى كرد، در آخر مجلس (درويش قنبر تبرائى )اين شعر را به آواز بلند كه همه شنيدند خواند.

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز