قلعه میدان
لغت نامه دهخدا
قلعه میدان. [ ق َ ع َم َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ربع شامات بخش ششتمد شهرستان سبزوار، واقع در 52هزارگزی جنوب خاوری ششتمدو سر راه مالرو سنگرد به کاشمر. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است. سکنه آن 222 تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات، پنبه و شغل اهالی زراعت است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان ربع شامات بخش ششتمد شهرستان سبزوار واقع در ۵۲ هزار گزی جنوب خاوری ششتمد و سر راه مالرو سنگرد بکاشمر. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است.
جمله سازی با قلعه میدان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بزرگراه شهید چراغی، که با نام پیشین بزرگراه جوانه نام داشت، بزرگراهی در تهران است که بزرگراه نواب صفوی را به بزرگراه سعیدی و کاظمی متصل میکند. این بزرگراه از کنار فرودگاه قلعهمرغی عبور میکند و در میدان زمزم پایان مییابد.
💡 چپ ارتودکس همه نیروهایش را به میدان فرا میخواند. حدود نیم میلیون کارگر از قلعه باستیل به پاریس سرازیر میشوند.
💡 بازار میدان قلعه مربوط به دوره قاجار است و در کرمان، خیابان امام واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۳۸۵۷ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 بازار کهنه دزفول در گذشته مهمترین مراکز خدماتی دزفول مجاور محله قلعه قرار داشتهاست و چنانکه در سفرنامهها آمدهاست بازار به صورت میدان بودهاست که همه معاملات در آن انجام میگرفتهاست.