قلعه دار سپهر

لغت نامه دهخدا

قلعه دار سپهر. [ ق َ ع َ رِ س ِ پ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب عالمتاب. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از آفتاب عالمتاب

جمله سازی با قلعه دار سپهر

💡 شاه احمد به دلیل نداشتن نیروی کافی تصمیم گرفت به دربار شاه تهماسب پناهنده شود و راهی خراسان شد. او ابتدا نامه عذرخواهی برای شاه فرستاد سپس قلعه‌ای نوشت و سپس که قلعه دار آن را شاه تهماسب منصوب کرده بود، برای قرار دادن اسباب خود در آن‌جا تسخیر کرد. اما شاه تهماسب، طهماسب بیگ جلایر را برای حکم قتل یا اسیر یا اخراج احمد میرزا از مملکت تعیین کرد، تحریکات نادرقلی بیگ افشار باعث این واکنش بود.

💡 « ...عبدالمومن خان کمر همت به تسخیر سایر محال خراسان بسته با لشکری پرخاشجوی بر سر قلعه اسفراین آمده محاصره نمود. ابو مسلم خان با جمعی از غازیان استاجلو اکراد وغیره که در آن قلعه جمع آمده بودند به حفظ و حراست قلعه و استحکام برج و باره پرداخته در لوازم قلعه داری می کوشیدند و عبدالمومن خان در تسخیر حصار اسفراین سعی بسیار نمود توپها نصب کرد و تا چهارماه مدت محاصره امتداد یافته چند مرتبه یورش عظیم واقع شد...»( منشي،1377، جلد دوم:696-694)

خانم یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز