قصب مصری
لغت نامه دهخدا
قصب مصری. [ ق َ ص َ ب ِ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نام پارچه ای است که آن را در مصر می بافند. || کنایه از شعاع و پرتو آفتاب هم هست. || برق برادر رعد را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به قصبة شود.
فرهنگ فارسی
نام پارچه ایست که آنرا در مصر می بافند و کنایه از شعاع و پرتو آفتاب هم هست و برق برادر رعد را گویند.
جمله سازی با قصب مصری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قند از هوس پسته ی شور انگیزت بر تن بدرد شِقّه ی مصری قصب
💡 در متون باستان و مطالعات باستانشناسی، از استفاده گسترده از قصب مصری برای ساخت صنایع دستی و ابزارهای اولیه کشاورزی خبر داده شده است.
💡 گیاه قصب مصری در حاشیه رودخانههای مناطق گرمسیری رشد میکند و از نظر اکولوژیکی نقش مهمی در حفظ تعادل زیستمحیطی آن منطقه دارد.
💡 برخی از هنرمندان سنتی برای بافتن محصولات متنوع، از ساقههای خشک شده قصب مصری که بسیار منعطف است، در کارهای خود استفاده میکنند.