لغت نامه دهخدا
قشو کردن. [ ق َ ش َ / شُو ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خاراندن پشت ستور با قشو. رجوع به قشو شود.
قشو کردن. [ ق َ ش َ / شُو ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خاراندن پشت ستور با قشو. رجوع به قشو شود.
( مصدر ) خاراندن پوست چارپایان به وسیله قشو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مدت کوتاهی پس از آن او توانست یک مربی سوارکاری در نزدیکی محل زندگیش پیدا کند تا در قبال قشو کردن اسبها و تمیز کردن اصطبل این مخارج را به او به بپردازد.