لغت نامه دهخدا
قبایی زره. [ ق َ زِ رِه ْ ] ( اِ مرکب ) قبازره. زره قبامانند:
قبائی زره بر تنش تابدار
چو سیماب روشن چو سیم آبدار.نظامی.قبائی زره: کژاکند. ( ص 447 شرفنامه وحید ).
قبایی زره. [ ق َ زِ رِه ْ ] ( اِ مرکب ) قبازره. زره قبامانند:
قبائی زره بر تنش تابدار
چو سیماب روشن چو سیم آبدار.نظامی.قبائی زره: کژاکند. ( ص 447 شرفنامه وحید ).
(اسم ) زره قبا مانند کژ آکند غژاکند قبازده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جوهر خط که در آن آینه رو پنهان است زره زیر قبایی است که من می دانم