لغت نامه دهخدا
قبای راه. [ ق َی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) جامه راه که در اثنای سفر پوشند و چرک تاب میباشد. ( آنندراج ):
ترا به خانه نیلوفری چه کار ای گل
به رنگ سایه خود این قبای راه مپوش.میرنجات ( از آنندراج ).
قبای راه. [ ق َی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) جامه راه که در اثنای سفر پوشند و چرک تاب میباشد. ( آنندراج ):
ترا به خانه نیلوفری چه کار ای گل
به رنگ سایه خود این قبای راه مپوش.میرنجات ( از آنندراج ).
جامه راه که در اثنای سفر پوشند و چرک تاب میباشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرا و سروِ چمن را به خاکِ راه نشاند زمانه تا قَصَبِ نرگسِ قبای تو بست
💡 گردون قبا زره زده بر انتقام مرگ مرگش ز راه درز قبای اندر آمده