لغت نامه دهخدا
قاچ قاچ. ( ص مرکب ) ارباً ارباً. قطعه قطعه. ترک ترک.
قاچ قاچ. ( ص مرکب ) ارباً ارباً. قطعه قطعه. ترک ترک.
[ تر. ] (ص مر. ) قطعه قطعه، ترک ترک.
( صفت ) قطعه قطعه ترک ترک.
قطعه قطعه، ترک ترک.
💡 همه میوهها را به تکههای کوچک قاچ زده و در آب نارگیل ریخته به آن شکر و شیر عسل به اندازه دلخواه اضافه میکنند و روی آن تکههای یخ میریزند. بعد از حدود نیم ساعت دسر درست شدهاست.
💡 ۳.کوههای قطعهای کوههایی هستند که بر اثر قاچ خوردگی یا شکستی که در پوسته زمین رخ میدهد پیدا شدهاند.یعنی آنکه تکههای بسیار بزرگی از سنگ که قبلاً بر روی زمین خوابیده بودند از جای خود بهطور مستقیم یا کج بر خاسته و این کوهها را پدید آوردهاند. مثلاً رشته کوههای سیرانوادا تکه سنگی است به طول ۶۵۰ و پهنای ۱۳۰ کیومتر.
💡 منطقهٔ زمانی (یا زمانپهنه) به هر یک از قاچهای ۱۵ درجهای کرهٔ زمین گفته میشود که زمان متوسط نصفالنهاری مرکز آن را میتوان به عنوان زمان رسمی کشورها و مناطق قرار گرفته در آن قاچ محسوب کرد. تعداد این قاچها ۲۴ عدد است. اگر کشوری از ۳۰ درجه طول بیشتری داشته باشد، غالباً دارای چند ساعت میشود.
💡 فیلم موزهای قاچ شده (به انگلیسی: The Banana Splits Movie) یک فیلم ترسناک کمدی آمریکایی در سال ۲۰۱۹ است که توسط جید الینوف و اسکات توماس و به کارگردانی دانکایا استرازی ساخته شدهاست.
💡 سد چرگر در نزدیکی روستای چرگر در شهرستان ابهر استان زنجان است که در سالهای ۱۳۷۵–۱۳۷۳ توسط وزارت جهاد کشاورزی بر روی رودخانه قاشغلی (یا قاچی چایی) ساخته شدهاست.