قاضی امامی

لغت نامه دهخدا

قاضی امامی. [ اِ ] ( اِخ ) محمد نورالدین در ایام سلطنت روز افزون در شهر اصفهان متولی منصب قضاء گردید. و با دیانت و امانت تمام تا آخر در همان شهر بر مسند امور شرعیه متمکن بود. ( حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 608 ).
قاضی امامی. [ اِ ] ( اِخ ) ولد ارشد قاضی صدرالدین محمدبن قاضی قطب الدین عبداﷲ بود و پس از فوت قاضی قطب الدین احمد منظور نظر سلطان حسین میرزا گردید و به لوازم منصب موروث قضاء قیام نمود. و در فیصل امور شرعی عنایت امانت و دینداری و نهایت پرهیزکاری ظاهر ساخت و در کمال احترام و جاه و جلال به قطع و فصل مهمات دینی پرداخت. پس از مدت 18 سال که به آن شغل اشتغال داشت در 20 جمادی الاخره سال 891 هَ. ق.وفات یافت و در گازرگاه مدفون گشت. ( حبیب السیر ).

فرهنگ فارسی

ولدار شد قاضی صدر الدین محمد بن قاضی قطب الدین عبدالله بود و پس از وفات قاضی قطب الدین احمد منظور نظر سلطان حسین میرزا گردید.

جمله سازی با قاضی امامی

💡 وی از نوجوانی از دوستان نزدیک و صمیمی آیت الله طالقانی و جلال آل احمد بوده‌است. او در سال ۱۳۵۰ به عنوان ویراستار در کانون پرورش فکری کودکان مشغول به کار شد. اندکی بعد و تا سال ۱۳۵۹ ریاست انتشارات کانون را بر عهده داشت. در آذر ۱۳۵۹ و با اخذ جایزه نمایشگاه جهانی لایپزیک به آلمان سفر کرد و پس از آن به ایتالیا رفت و سالهاست که مقیم ایتالیا است. امامی در زمان مدیریت انتشارات موج، آثار بسیاری از چهره‌های برجسته ایرانی از قبیل سیمین دانشور، جلال آل احمد، م-ع.سپانلو، غزاله علیزاده، احمد شاملو، حمید عنایت، رضا براهنی، جواد مجابی، مهدی سمسار، محمد قاضی، سیروس طاهباز و … را منتشر کرد. نوشته‌های فراوانی از وی دربارهٔ مسائل اجتماعی، فرهنگی و ادبی در مطبوعات ایران و دیگر کشورها منتشر شده‌است. او بیش از ۱۰ عنوان کتاب از فارسی به ایتالیایی ترجمه کرده که از آن جمله می‌توان به "آنتولوژی شعر معاصر ایران" اشاره کرد.

بج یعنی چه؟
بج یعنی چه؟
مرینا یعنی چه؟
مرینا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز