لغت نامه دهخدا
فیل دل. [ دِ ] ( ص مرکب ) پیل دل. ( فرهنگ فارسی معین ). شجاع. دلیر. قویدل.
فیل دل. [ دِ ] ( ص مرکب ) پیل دل. ( فرهنگ فارسی معین ). شجاع. دلیر. قویدل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کمال زلف بتان گر خیال میبندی مرو به خواب که هندوستان ببیند فیل
💡 چو نصوح دید آن برانگیخت فیل خروشان درآمد چو دریای نیل
💡 ز شمشیر آن شیرمردان کین تهی گشت از آن فیل گوشان زمین
💡 شده زخم تیغ از تن فیلبان نمایان چو ماه نو از آسمان
💡 برآورد از فیل از شاه گرد بزد شه رخ و شاه را مات کرد