فسرده اتش

لغت نامه دهخدا

( فسرده آتش ) فسرده آتش. [ ف ُ / ف ِ س ُ دَ / دِ ت َ ] ( ص مرکب ) کسی که در درونش سوزی نیست. بی احساس. بی رگ. بی غیرت:
سوختگان عشق را دود به سقف میرود
وقع ندارد این سخن پیش فسرده آتشان.سعدی.

فرهنگ فارسی

( فسرده آتش ) کسی که در درونش سوزی نیست بی احساس.

جمله سازی با فسرده اتش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نکرد در دل من کار، عشق شورانگیز زهیزم تر من شد فسرده آتش تیز

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز