لغت نامه دهخدا
فروغ الدوله. [ ف ُ غُدْ دَ ل َ ] ( اِخ ) لقب فرزند حسنعلی میرزاشجاع السلطنه قاجار است که فروغی بسطامی شاعر معروف منسوب به این شاهزاده است. ( از تاریخ ادبیات ایران تألیف ادوارد براون ترجمه رشیدیاسمی ج 4 ص 212 ).
فروغ الدوله. [ ف ُ غُدْ دَ ل َ ] ( اِخ ) لقب فرزند حسنعلی میرزاشجاع السلطنه قاجار است که فروغی بسطامی شاعر معروف منسوب به این شاهزاده است. ( از تاریخ ادبیات ایران تألیف ادوارد براون ترجمه رشیدیاسمی ج 4 ص 212 ).
لقب فرزند حسنعلی میرزا شجاع السلطنه قاجار است که فروغ بسطامی شاعر معروف منسوب باین شاهزاده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حليه گران انگليس كه قدرت مبارزه و نفوذ روحانيت متعهد را به طور عينى مشاهده كردندتصميم گرفتند به منظور كاستن از فروغ اين اقتدار معنوى و استمرار سلطه خويش برايران، نظامى را به وجود آورند تا ستيز با روحانيت و باورهاى دينى را اساس كار خودقرار دهد. فردى كه براى اجراى مطامع و اين حليه جديد استعمار انتخاب گرديد سيدضياءالدين طباطبائى مدير روزنامه رعد بود كه به انگلستانتمايل داشت و در صدد آن گرديد تا با كودتاى ننگين سوم اسفند 1229 روح قرار دادوثوق الدوله را در كالبد ديگر بدمد. در همان زمان مدرس باهوش ذاتى و فراستى كهداشت فهميد كه حركت وى ساخته و پرداخته انگليستان است و پس ازچهل سال كه اسناد وزارت خارجه انگلستان انتشار يافت پيش بينى خود را به اثباترسانيد. (152)