فرو دادن

لغت نامه دهخدا

فرودادن. [ ف ُ دَ ] ( مص مرکب ) بلعیدن. بلع. فروبردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

بلعیدن. بلع

جمله سازی با فرو دادن

💡 5 - گسترش مواد مخدر: فرهنگ غرب به دليل ماهيت از خدا بريده اش، فرهنگى منحط وعارى از بنيادهاى ارزشى و آرمانى است. مردمان فرو رفته در منجلاب زندگى ماشينى وجامعه تهى از پيوندهاى عاطفى و معنوى در راه گريز از وضع موجود، در جستجوىپناهگاهى آرامبخش به مواد افيونى و داروهاى روان گردان روى مى آورند. اين روى آورى،در كشورهاى زير سلطه در دامنه اى وسيعتر صورت مى گيرد. زيرا از يك سو خودباختگان به دليل سرخوردگيهاى اجتماعى و الگو قرار دادن شخصيت هاى هنرى - اجتماعىدنياى غرب - بدين مواد دلبستگى نشان مى دهند. و از سوى ديگر شبكه هاى اهريمنى ودست اندركاران فرهنگى نظام سلطه، براى جلوگيرى از بيدارى جوانان، گسترش مواداعتياد آور را در برنامه هاى خويش مى گنجانند.

فصاحت یعنی چه؟
فصاحت یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز