فرح کش

لغت نامه دهخدا

فرح کش. [ ف َ رَ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان دالوند بخش زاغه شهرستان خرم آباد، واقع در دوهزارگزی شمال راه اتومبیل رو خرم آباد به بروجرد. ناحیه ای است واقع در جلگه، سردسیر و دارای هشتادتن سکنه. از چشمه علی مشروب میشود. محصولاتش غلات و لبنیات است. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان دالوند بخش زاغه شهرستان خرم آباد.

جمله سازی با فرح کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون ما فرح ز سایهٔ قصر تو یافتیم ما را به فیض عالم بالا چه احتیاج؟

💡 پس از این حادثه محمدرضاشاه و فرح پهلوی به صورت جداگانه از مناطق زلزله‌زده بازدید کردند.

💡 خاموش کن که جان ز فرح بال می‌زند تا آن شراب در سر و رگ‌های جان دوید

💡 دفع کرب رفع تَرَح کان طرب جان فرح ریحان دل روح قدح نیرام غم نور بصر

💡 تا بود نام فرح اندر بساط این جهان تا بود آثار غم اندر بسیط روزگار

💡 خوش پر فرح زمینی و خرم گذرگهیست آنجا که جلوه می‌کند و جلوه گاه کیست

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز