فراق ازموده
لغت نامه دهخدا
( فراق آزموده ) فراق آزموده. [ ف ِ /ف َ زْ / زِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) فراق دیده. هجران کشیده. آنکه دوری عزیزان بسیار دیده باشد:
هزاردستان بر شاخ سرو او بخروش
چو عاشقان فراق آزموده وقت سحر.فرخی سیستانی.رجوع به فراق شود.
فرهنگ فارسی
( فراق آزموده ) ( صفت ) فراغ دیده هجران کشیده.
جمله سازی با فراق ازموده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هزار دستان بر شاخ سرو او بخروش چو عاشقان فراق آزموده وقت سحر
💡 دگر ز کف ندهم دامن وصال ترا که خویش را به فراق آزموده آمدهام