فتیله کردن

لغت نامه دهخدا

فتیله کردن. [ ف َ ل َ / ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تافتن. مفتول کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ معین

( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) ۱ - تافتن، تابیدن. ۲ - نام یکی از فنون کشتی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) تافتن تابیدن مفتول کردن.

ویکی واژه

تافتن، تابیدن.
نام یکی از فنون کشتی.

جمله سازی با فتیله کردن

💡 پس از چیدن پشم گوسفندان، زنان با کمک هم اقدام به شستن گلوله‌های پشمی می کنن و پس از خشک را در گونی ریخته و با دوک نخ ریستی بزرگتی که تشی گفته می‌شود، با کمی مرطوب کردن آن برای اینکه فتیله‌ها یا رشت ته نخ بهتر شکل بگیرد ابتدا به صورت فتیله درمی‌آورند و هر کلاف را در گونی قرار متی دهند. نخ ریسی کاری زنانه است که معمولاً در اوقات فراغت و به ویژه شب‌ها در هنگام شب‌نشینی انجام می‌شود توسط زنان این روستا انجام می‌شده‌است.

💡 این درحالی بود که برد مؤثر تفنگ‌های فتیله‌ای حریف در آن دوران، کمتر از ۱۰۰ یارد بود. اگر چه پر کردن آنها از تفنگ‌های فتیله‌ای کندتر انجام می‌شد؛ دقت بسیار بالای این سلاح‌ها به استعمارگران آمریکایی کمک کرد که استقلال خود را از انگلیس پس بگیرند.

دول یعنی چه؟
دول یعنی چه؟
گمال یعنی چه؟
گمال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز