لغت نامه دهخدا
فت و فراوان. [ ف َت ْ ت ُ ف َ ] ( ص مرکب، از اتباع ) در تداول عامه، بسیار فراوان. سخت بسیار. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فت و فراوان. [ ف َت ْ ت ُ ف َ ] ( ص مرکب، از اتباع ) در تداول عامه، بسیار فراوان. سخت بسیار. ( یادداشت بخط مؤلف ).
(فَ تُّ فَ ) (ق مر. ) (عا. ) بسیار زیاد، فراوان.
سخت بسیار بسیار زیاد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صیدا بر تمام شهرهای فینیقیه از دید ثروت و فراوانی همه چیز برتری داشت و مهمتر از هر چیز آنکه صیدا صد کشتی سه طبقهای و پنج طبقهای بدریا انداخته بود..
💡 أَوْ یُوبِقْهُنَّ، یا تباه کند آن کشتیها را، بِما کَسَبُوا، بآن که ایشان کردند، وَ یَعْفُ عَنْ کَثِیرٍ (۳۴) و فراوانی هم فرا گذارد
💡 بحر وافر، از بحور متّفقالارکان شعر فارسی که از تکرار «مَفاعَلَتُن» (ل – ل ل –) یا زحافات آن تشکیل شدهاست. وافر در لغت به معنی بسیار و فراوان است. مشهورترین وزن آن:
💡 در حقيقت انسان آگاه بايد آب را از سرچشمه بگيرد، كه آبزلال و فراوان آنجاست، نه از ظروف كوچك و مختصرى كه هم محدود است و هم آلوده، و دردست اين و آن مى باشد.
💡 فَلْیَضْحَکُوا قَلِیلًا تا اندکی خندند از شادی خویش، وَ لْیَبْکُوا کَثِیراً و فراوان گریند، جَزاءً بِما کانُوا یَکْسِبُونَ. (۸۲) بپاداش آنچه میکردند.
💡 این پرنده در نزدیکی مناطق آبی، دریاچهها، سواحل دریاها یا مناطق پردرخت بهسر میبرد و اغلب بهصورت گروهی روی درختان و آشیانه متروک کلاغها لانه میسازد و در ایران نیمهمهاجر و فراوان است.