غیظ و غضب
مترادفها
خشم، عصبانیت، غضب
متضادها
آرامش، بردباری، خونسردی
لغت نامه دهخدا
غیظ و غضب. [ غ َ / غ ِ ظُ غ َ ض َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب )خشم و تندی. خشم سخت. رجوع به غیظ و نیز غضب شود.
جمله سازی با غیظ و غضب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عبد اللَّه مسعود گفت آن کس من باشم که قرآن آشکارا بر ایشان خواند اگر چه از آن رنج و گزند آید. پس بیامد و در انجمن قریش بیستاد و ابتداء سورة الرحمن در گرفت و لختی از آن آیات برخواند. قریش چون آن بشنیدند از سر غیظ و عداوت او را زخمها کردند و رنجانیدند.
💡 هم دران ساعت به غیظ و قهر در اطراف شهر اندر آمد موکب منصور شاه بحر و بر
💡 چون بخار شهوت و غیظ و فساد گشت صاعد آدمی را از نهاد
💡 انسانهای خردمند همواره تلاش میکنند تا با تمرین خودکنترلی، از بروز حالتهای شدید غیظ و غضب در برخورد با مشکلات زندگی خودداری کنند.
💡 بروز غیظ و غضب در هنگام بحثهای سیاسی میتواند باعث تخریب فضای گفتگوی منطقی و تبدیل آن به یک میدان جنگ کلامی شود.
💡 در آموزههای اخلاقی، کنترل غیظ و غضب به عنوان یکی از مهمترین گامها برای رسیدن به آرامش درونی و سلامت روان توصیه میشود.