غور شدن
مترادفها
فرو رفتن، غرق شدن، فرو نشستن
متضادها
بالا آمدن، بیرون آمدن
لغت نامه دهخدا
غور شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مبتلی به فتق شدن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به غُر شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) مبتلی به فتق شدن.
جمله سازی با غور شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حمله انتحاری اکتبر ۲۰۱۷ مساجد کابل و غور در افغانستان روز جمعه ۲۰ اکتبر رخ داد که باعث کشته شدن دست کم ۷۲ نفر شد و در میان آنها تعدادی کودک نیز دیده میشوند.
💡 هم چنین یک طایفه دیگر که مادرشان غوری بوده به نام طایفه رئیس با غوری ها وارد منطقه شدن