غم فزایی

مترادف‌ها

اندوه‌آور، غم‌انگیز

متضادها

شادی‌بخش، خوش‌کننده

لغت نامه دهخدا

غم فزایی. [ غ َ ف َ ] ( حامص مرکب ) افزودن غم و اندوه. عمل غم افزا. رجوع به غم فزا و غمفزای شود.

جمله سازی با غم فزایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مستی گرفت شیوه آن چشم پر خمارش شد ختم جان فزایی بر لعل آبدارش

💡 کینی ننمایی که نه بر مهر فزایم مهری ننمایی چو که در کینه فزایی

💡 می فزایی خط مشکین عارض چون سیم را می کشی بر صفحه امید حرف بیم را

💡 از سبزه بر گل خط می فزایی دل می فریبی جان می ربایی

💡 چو در خوابم همی مهرم نمایی چو بی خوابم همی دردم فزایی

💡 من از خدمت بکاهانیده و آنگاه تو در لطف و تواضع می فزایی

💡 برخی از تحلیل‌های سیاسی که بدون مستندات ارائه می‌شوند، صرفاً با هدف غم فزایی در افکار عمومی و ایجاد آشوب در جامعه صورت می‌گیرند.

💡 از نظر نویسنده، توصیف دقیق رنج‌های شخصیت اصلی داستان، به جای ایجاد همدلی، باعث غم فزایی بیهوده و خستگی مخاطب می‌شود.

💡 افزایش نرخ بیکاری در میان جوانان، پتانسیل زیادی برای غم فزایی در ساختار اجتماعی و ایجاد ناامیدی در نسل‌های آینده دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران