لغت نامه دهخدا
غریق شدن. [ غ َ ش ُ دَ] ( مص مرکب ) غرق شدن. رجوع به غرق و غرق شدن شود.
غریق شدن. [ غ َ ش ُ دَ] ( مص مرکب ) غرق شدن. رجوع به غرق و غرق شدن شود.
( مصدر ) غرق شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من ز جان خواهم شدن در خون غریق کی سمندر باز ترسد از حریق؟
💡 برج نجات غریق برجی است که در بر روی آن شناگران را میبینند تا از غرق شدن آنان جلوگیری کنند. همچنین برای تشخیص کوسهها و خطرات دیگر هم به کار میرود.
💡 شدن به جانب بالا سحاب را ماند ولی عرق نکند آن و این غریق حیاست
💡 چه حالتیست ندانم میان ورطه ی عشق شدم غریق و شدن برکنار ممکن نیست