غریب قامت
مترادفها
اندام باریک، جثه عجیب
لغت نامه دهخدا
غریب قامت. [ غ َ م َ ] ( ص مرکب ) آنکه قامت خوب و شگفت آوری دارد:
لطیف جوهر و جانی، غریب قامت و شکلی
نظیف جامه و جسمی بدیع صورت و خوئی.سعدی ( طیبات ).
فرهنگ عمید
دارای قامت زیبا و شگفت آور.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه قد و قامت نیکو و شگفت آور دارد.
جمله سازی با غریب قامت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تا سرت گوی بمیدان غریبان نشود کی شود باخبر از قامت چوگان غریب
💡 آن مرد با آن غریب قامت و اندام بسیار بلندش، در میان جمعیت به شدت خودنمایی میکرد و نگاه تمام حاضران را به سمت خود جلب میکرد.
💡 در داستانهای قدیمی، قهرمان داستان دارای غریب قامت و شکوهی بود که گویی از میان افسانهها و رویاهای دوردست برای نجات مردم برآمده بود.
💡 با وجود آن غریب قامت و هیبت بسیار ترسناک، او در حقیقت انسانی بسیار مهربان و فروتن بود که همواره به کمک فقرا میرفت.