غبن خوردن

مترادف‌ها

فریب خوردن، زیان دیدن

متضادها

سود کردن

لغت نامه دهخدا

غبن خوردن. [ غ َ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) افسوس خوردن. فسوس خوردن. حسرت بردن:
چون فلک با تو نسازد با دگر کس گو مساز
گر خوری غبنی از آن خود خور، آن ِ کس مخور.خاقانی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) افسوی خوردن حسرت بردن.

جمله سازی با غبن خوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از غبن و غصّه خوردن و ناچاره دم زدن دیوانه می‌شود دل و خون می‌شود جگر

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران