غاز بینی
لغت نامه دهخدا
غازبینی. ( ص نسبی ) منسوب به غازبین، قزوینی. || ( حامص مرکب ) حالت کسی که یک غاز ( تسو ) را نیز در نظر گیرد. حالت مرد لئیم بسیار خسیس.
فرهنگ فارسی
عمل و حالت عازبین.
جمله سازی با غاز بینی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای خسرو غازی پدر شاه کجایی تا تخت پسر بینی بر جایگه جم