لغت نامه دهخدا
عیسی هر درد. [ سی ِ هََ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از شراب انگور. ( آنندراج ). شراب. ( انجمن آرا ). می و شراب انگوری. ( ناظم الاطباء ):
آن شاهد رخ زرد کو، آن عیسی هر درد کو.خاقانی ( از انجمن آرا ).
عیسی هر درد. [ سی ِ هََ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از شراب انگور. ( آنندراج ). شراب. ( انجمن آرا ). می و شراب انگوری. ( ناظم الاطباء ):
آن شاهد رخ زرد کو، آن عیسی هر درد کو.خاقانی ( از انجمن آرا ).
کنایه از شراب انگور شراب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه مهدی شود هر که بیابد نه عیسی هر که بنشست بر خر
💡 گفت عیسی هر نشیبی را فراز هرکژی را راستی آید بساز
💡 هم موسیی بر طور من عیسی هر رنجور من هم نور نور نور من هم احمد مختار من
💡 چو عیسی هر که صاحب دم شد از کشتن نیندیشد نمی اندیشم از تیغ دودم گر دم ز من باشد
💡 چو عیسی هر که درد توتیائی ز هر بیخی کند دارو گیائی