عوض کننده

لغت نامه دهخدا

عوض کننده. [ ع ِ وَ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) آنکه کسی یا چیزی را تعویض کند.( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به عوض و عوض کردن شود.
- عوض کننده قراول؛ ( اصطلاح نظامی ) پاس بخش. ( از فرهنگ فارسی معین ). آنکه نگهبان را ازنگهبانی برگیرد و دیگری بجای او گمارد.

جمله سازی با عوض کننده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرایند تنظیم رونویسی ژن به فاکتورهای فضایی و زمانی زیادی در هسته مانند وضعیت سراسری و محلی کرماتین، موقعیت نوکلزوم، اتصال TF و فعالیت‌های پروموتر بستگی دارد. تغییراتی که باعث عوض شدن عملکرد یکی از این فرایندهای زیسی شود می‌تواند تنظیم ژن را تغییر داده و باعث ایجاد فنوتیپ‌های غیرعادی شود. تغییرات ژنتیکی که در محل‌های کناری تنظیمی ژن رخ می‌دهند می‌تواند اتصال موتیف TF، تنظیم کننده‌های کرماتین را تحت تأثیر قرار دهد که تعامل بین تقویت کننده‌ها و ژن هدف را مختلف می‌کند.

💡 با این وجود، سیستم‌های ارتباطی بی‌سیم در هواپیما به صورت یک آزمایش باقی ماند و سال‌ها طول کشید به صورت یک نمونه عملی توسعه یابد. رادیوهای اولیه وزن سنگین داشتند و به عنوان یک قطعه غیرقابل اطمینان در نظر گرفته شدند، علاوه بر این هنوز مشکل عمده ایی برای نیروهای زمینی در استفاده از رادیو وجود داشت. زیرا سیگنال‌ها به آسانی توسط نیروهای مخالف متوقف و مورد هدف قرار می‌گرفتند. در آغاز جنگ جهانی اول، هواپیما به‌طور معمول با تجهیزات بی‌سیم مجهز نبود. در عوض، سربازان از صفحات یا پانل‌های بزرگ استفاده می‌کردند تا نیروهای دوستانه را تشخیص دهند. این صفحات می‌توانستند همچنین به عنوان یک وسیله هدایت کننده برای کمک به خلبانان در بازگشت به فرودگاه‌های آشنا مورد استفاده قرار می‌گیرند.

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز