لغت نامه دهخدا
عمرو اشدق. [ ع َ رِاَ دَ ] ( اِخ ) ابن سعیدبن عاص. رجوع به اشدق شود.
عمرو اشدق. [ ع َ رِاَ دَ ] ( اِخ ) ابن سعیدبن عاص. رجوع به اشدق شود.
ابن سعید ابن عاص
💡 3. خنثا كردن توطئه ترور؛ چون به امام (ع ) خبر رسيد كه يزيد، گروهى را تحتفرمان عمرو بن سعيد اشدق، براى ترور يا دستگيرى وى به مكه فرستاده است، براى خنثا كردن توطئه ترور و نيز براى حفظ حرمت خانه خدا و براى اين كه خونش در مكه ريخته نشود، حج را به عمره تبديل كرد و روز هشتم ذى الحجه، از مكه خارج شد.