عماد دین ا
لغت نامه دهخدا
عماد دین ا. [ ع ِ دُ نِل ْ لاه ] ( اِخ ) مرزبان بن سلطان الدولة ابی شجاع بن بهاءالدوله دیلمی، مکنی به ابوکالنجار ( یا ابوکالیجار ) و ملقب به عزالملوک یا عماد دین اﷲ یا عماد لدین اﷲ یا عمادالدولة. هفتمین تن از دیالمه فارس. رجوع به ابوکالنجار ( مرزبان بن سلطان الدولة ) و عماد لدین اﷲ شود.
جمله سازی با عماد دین ا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خورشید آب و خاک مکارم عماد دین آن استانش برتر از این هفت آسمان
💡 عالی عماد دین خدا آن محمدی کز فخر او به چرخ در آمد سر لقب
💡 عماد دین و قطب ملک منصور که دولت را به نام اوست مفخر
💡 عماد دین شرفالملک کز شمایل او همی فروزد دین محمد مختار
💡 شادباش ای خسرو عادل عماد دین و داد دیر زی ای ناصر جاه امیرالموئمنین
💡 عماد دین پیمبر عمید ملک خدای که چون روان پیمبر تنش ز عیب صفاست