لغت نامه دهخدا
عقیق وار.[ ع َ ] ( ص مرکب ) چون عقیق. مانند عقیق:
عقیق وار شده ست آن زمین ز بس که ز خون
به روی دشت و بیابان فروشده است آغار.عنصری.
عقیق وار.[ ع َ ] ( ص مرکب ) چون عقیق. مانند عقیق:
عقیق وار شده ست آن زمین ز بس که ز خون
به روی دشت و بیابان فروشده است آغار.عنصری.
چون عقیق مانند عقیق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مطلبم زین نعل وارون جز تلاش نام نیست چون عقیق از نام در ظاهر اگر دل کندهام