لغت نامه دهخدا
عفاک ا. [ ع َ کَل ْ لاه ] ( ع جمله فعلیه دعایی، صوت مرکب ) خداوند ترا ببخشایاد! و آن در موقع دعاو تحسین بکار رود. ( فرهنگ فارسی معین ):
هلاکم کردی از تیمارخواری
عفاک اﷲ زهی تیمارداری.نظامی.بدم گفتی و خرسندم عفاک اﷲ نکو گفتی
سگم خواندی وخشنودم جزاک اﷲ کرم کردی. سعدی.چه شکر گویمت ای خیل غم عفاک اﷲ
که روز بی کسی آخر نمی روی ز سرم.حافظ.