لغت نامه دهخدا
( عشوه آئین ) عشوه آئین. [ ع ِش ْ وَ / وِ ] ( ص مرکب ) کرشمه نما و آنکه آشکارا ناز و کرشمه کند. ( ناظم الاطباء ).
( عشوه آئین ) عشوه آئین. [ ع ِش ْ وَ / وِ ] ( ص مرکب ) کرشمه نما و آنکه آشکارا ناز و کرشمه کند. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر جا که مست و غمزه زن، آن عشوه آئین می رود دل می چکد، جان می دهد، سر می برد، دین می رود