عرابه چی

لغت نامه دهخدا

عرابه چی. [ ع َرْ را ب َ/ ب ِ ] ( ص مرکب ) آنکه عرابه راند. متصدی و راننده که عرابه ( ارابه ) را هدایت کند. رجوع به عرابه شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آن که عرابه را حرکت می دهد ارابه چی. ۲ - کسیکه متصدی عراده توپ است

جمله سازی با عرابه چی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یونانیها نعش ماسیس تیوس را بر عرابه‌ای نهاده و از جلوی لشکرشان عبور دادند تا همه او را ببینند این خبر که به پارسیها رسید جملگی غرق در اندوه شده به علامت عزاداری موهای خود و اسبهای خود را چیدند و صدای گریه و ناله از سپاه آنها بلند شد.

💡 با اینکه عرب‌ها ۲۰٪ از کل جمعیت اسرائیل را تشکیل می‌دهند، در سال ۲۰۱۵ آنها ۳۵٪ از تمام پزشکان در اسرائیل را شامل می‌شدند و بر اساس مطالعه‌ای از دانشگاه تل‌آویو، عرب‌ها حدود ۳۵٪ از تمامی داروسازان در اسرائیل را به خود اختصاص می‌دهند. شورای محلی عربی عرابه یکی از بالاترین نسبت‌های پزشک به جمعیت در جهان را دارد.

💡 ۲- مورخان در شرح ماوقع عده سپاه ایران را ۲۰۰ یا ۶۰۰ هزار نفر و عده یونانیان را ۱۱ هزار تن ذکر کرده‌اند یعنی برتری حداقل ۲۰ به ۱ برای سپاه ایران همچنین آورده‌اند سپاه ایران بهسواره نظام، عرابه‌های جنگی و کشتی‌های تدارکاتی مجهز بود.

💡 هنگامی که دیکتاتور آلبالونگا،متیوس فوفتیوس، پیمان اتحاد را شکست، تولوس او را به دو عرابه بست و با کشیدن عرابه‌ها از دو سو، شقه‌اش کرد. سپس، آلبالونگا، شهری را که زایندهٔ رم بود، را یکسره ویران کرد و اهالی آن را به روم کوچاند.جانشین او، آنکوس مارتیوس بود که حکمت سپاهیگری او را دستور کار خویش قرار داد.

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز