عجیب مازندرانی
لغت نامه دهخدا
عجیب مازندرانی. [ ع َ ب ِ زَ دَ ] ( اِخ ) محمد خلیل مردی عاشق پیشه و صوفی منش و اهل عرفان و از مردم عصر محمد شاه بود. با پدر خود از مازندران به تهران آمد و در آن وقت 8ساله بود و بواسطه طبع روانی که داشت مورد توجه واقع شد. به حضور شاه رسید و مدیحه گفت. وی همچنان از شعرای دربار ناصرالدین شاه بود. از اشعار اوست:
عید رمضان شد ای بت دلبر
برخیز و بدلخوشی بده ساغر.( ازمجمع الفصحاء ج 2 ص 350 ).
فرهنگ فارسی
محمد خلیل مردی عاشق پیشه و صوفی منش و اهل عرفان و از مردم عصر محمد شاه بود با پدر خود از مازندران به ترهان آمد و در آن وقت ۸ ساله بود و بواسطه طبع روانی که داشت مورد توجه واقع شد بحضور شاه رسید و مدیحه گفت وی همچنان از شعرای دربار ناصر الدین شاه بود
جمله سازی با عجیب مازندرانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ورود به شوشی در ۱۷۹۷ م/۱۲۱۱ ه. ق، زمینهساز پایان زندگی آقامحمدخان شد. مطابق روایتهای موجود، در سومین روز اقامت در شوشی، یک درگیری میان دو تن از خدمتکاران، صادق گرجی و خداداد اصفهانی، رخ داد. آنها سر و صدایی بلند کردند که باعث آشفتگی شاه شد و وی دستور داد اعدامشان کنند.[ب] صادقخان شقاقی، از سرداران آقامحمدخان، تلاش کرد وساطت کند و آن دو خدمتکار را از مرگ رهاند اما شاه نپذیرفت. صادقخان به او یادآوری کرد که چون جمعه است، بهتر است آن را به روز دیگری منتقل کند؛ آقامحمدخان نیز پذیرفت که یک روز اجرای حکم را عقب بیندازد. با اعتماد به نفسی فوقالعاده یا حماقتی عجیب، شاه اجازه داد که آن خدمتکاران به وظیفه خود ادامه دهند و دستور به دستگیریشان نداد. آنها نیز مرگ خود را حتمی میدیدند، در ۱۸ ژوئن ۱۷۹۷ م/۲۱ ذیالحجه ۱۲۱۱ ه.ق با همکاری یک خدمتکار دیگر به نام عباس مازندرانی، بر سر شاه ریختند و او را کشتند.