عبدالله بن یزید ال مهلب

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] عبدالله بن یزید آل مهلب. عبدالله بن یزید بن حاتم، از شخصیت های خاندان آل مهلب می باشد؛ این خاندان، خاندانی اصالتا ایرانی منسوب به مهلّب بن ابی صُفره بوده، که در اوایل ظهور اسلام برآمد و لااقل تا سده ۷قمری/۱۳میلادی امیران، وزیران، شاعران و دانشمندانی از آن برخاستند.
عبدالله بن یزید بن حاتم (۱۷۷ق/۷۹۳م). در سال ۱۷۷ق/۷۹۳م تونسیان به فرماندهی ابن جارود بر مغیرة بن بشر بن روح، عامل فضل بن روح در تونس، شوریدند و او را بیرون راندند و از فضل امیر دیگری خواستند. فضل عبدالله بن یزید بن حاتم را به آن سوی فرستاد. شورشیان که گمان کردند فضل به این وسیله حیله ای درچیده است، نزدیک تونس بر عبدالله حمله بردند و او را کشتند و یارانش را به اسارت گرفتند.
عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۶، ص۱۳۶، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
۱. ↑ عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۶، ص۱۳۶، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «آل مهلب»، ج۲، ص۴۷۳.
...

جمله سازی با عبدالله بن یزید ال مهلب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 استنباط آشکاری که از ایده مسئولیت بندگان می‌شود، تفکر قضا و قدر الهی است. اشعری (مرگ به سال ۳۲۴ هجری/۶–۹۳۵ میلادی) در کتاب مقالات به بعضی فرقه‌های خوارج اشاره می‌کند که همانند فرقه معتزله به اختیار انسان اعتقاد دارند، اما رویکرد کلی خوارج نسبت به این موضوع، قضا و قدر جبرگونه‌است. مباحث مربوط به قضا و قدر در فرقه اباضیه و در زمان امامت ابوعبیده (نیمه اول قرن دوم هجری/۸ میلادی) به وجود آمد. او که خطر پیدایش بحثهای منطقی و استدلالی روزافزون در فرقه اباضیه را حس می‌کرد، این موضوع را در این برهه پیش کشید. ابوعبیده به شدت با عبدالله بن یزید فرازی به خاطر دلایل خشک و بدون طرواتش مخالف بود و همچنین حمزه کوفی و عطیه را که به نظر از پیروان غالیان دمشقی می‌آمدند را اخراج نمود. ابوعبیده معتقد بود که خدا قدرت و دانش مطلق است. او از اعمال بندگان خود آگاه‌است اما اعمالشان را تعیین نمی‌کند؛ بنابراین هر شخص مسئول کردار خود است و به خاطر آن‌ها مسئول است. برخی از اصول فکری خوارج با اصول معتزله مشترک است. علت این امر این است که در برهه‌ای از زمان این دو فرقه به موازات هم پیشرفت داشته‌اند. چرا که مرکز اباضیه بصره بوده و از قضا مؤسسان فرقه معتزله نیز در آنجا فعالیت می‌کرده‌اند. خوارج و معتزله استدلالهای هم شکل داشته‌اند و حتی برای اثبات تزهایشان، از یکدیگر استدلالهای خود را گرفته‌اند.