طرابلس شام. [ طَ ب ُ ل ُ س ِ ]( اِخ ) مؤلف قاموس الاعلام گوید: نام قضائی است در ولایت بیروت و عبارت است از قسم جنوب غربی سنجاق، از طرف شمال و شرق با قضای عکامحدود میباشد، و 91 قریه دارد و مشتمل است بر 5 ناحیه و اراضی عشیره عرب الجحیش و عده نفوس آن بر 41871 تن بالغ گردد و 30336 تن از اینان مسلمانند - انتهی. امروزه دارای 40000 سکنه است. || طرابلس شام ( سنجاق... ) مؤلف قاموس الاعلام ترکی آرد: یکی از ایالتهای پنجگانه ولایت بیروت است؛ از طرف جنوب به سنجاق جبال لبنان، از سمت مشرق به سنجاق حما از ولایت سوریه، از سوی شمال به سنجاق لاذقیه و از جانب مغرب به دریای سفید محدود میباشد. اراضی آن ناهموار و پرعارضه است، دامنه های جبل لبنان و جبل نصیریه در اندرون سنجاق پخش شده، انهار بسیاری دارد و از همه بزرگتر در میان دو سلسله مزبور جاری و موسوم به نهر کبیرمیباشد، و خاک آن بسیار حاصلخیز و پرمحصول و هوای سواحل آن بی اندازه گرم و نقاط مرتفع داخله آن خنک و بطور کلی معتدل و سالم است. محصولات عمده آن عبارت از: گندم، جو، ذرت، ارزن، نخود، عدس باقلا و حبوبات دیگر و نیز تنباکو و سیب زمینی و غیره و میوه های بسیار از قبیل: پرتقال، لیمو، انار، انجیر، انگور، زیتون فراوان هم دارد، روغن زیتون بمیزان کلی حاصل شود، زنبور و کرم ابریشم آن نیز فراوان است و انگبین و نوغان جزو صادرات سنجاق است، و در اندرون لوا به پرورش دام نیز توجه بسیار میشود. سالانه بیش از 300000 اوقه پشم حاصل گردد. مقدار جنگلهای سنجاق به 157000 دونم بالغ میشود و درختان بزرگ و گوناگون صنعتی دارند. اکتشافاتی برای کشف معادن هنوز بعمل نیامده، نفوس لوابه 124785 تن بالغ گردد که قریب 91183 تن مسلم سنی و نصیری و بقیه غیرمسلم روم، مارونی، کاتولیک، ارمنی، پروتستان و یهودی میباشند و 154 باب جوامع و مساجدو مکاتب و معابد دیگر دارد. 567 قریه در این سنجاق موجود است و به چهار قضا و 5 ناحیه مقسم گشته است.
بندریست در شام در کنار بحر الروم (مدیترانه ) واقع در شمال کشور لبنان دارای ۱۵۷٠٠٠ تن سکنه میوه های متنوع از قبیل پرتقال لیمو نارنج و گلابی درین شهر بعمل میاید.
مولف قاموس الاعلام گوید: نام قضائی است در ولایت بیروت و عبارت است از قسم جنوب غربی سجاق از طرف شمال و شرق با قضای عکا محدود میباشد. و ۹۱ قریه دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از جنگ ملازگرد، سلجوقیان (در سال ۱۰۷۱ میلادی) به اوج قدرت خود رسیدند، اما پس از مرگ آلبارسلان و ملکشاه در سال ۱۰۹۲ میلادی اوضاع رو به آشفتگی رفت و ترکان سلجوقی درگیر جنگی داخلی شدند که منجر به تقسیم حکومت و امپراتوری سلجوقی شد. در این زمان عراق صحنه آشوبها و انقلابهایی بود که به وسیلهٔ اعراب و ترکها رهبری میشد. اما در شام، تتش در سال ۱۰۹۵ میلادی درگذشت و پسرانش رضوان، حاکم حلب، و دقاق، حاکم دمشق، پس از کوششهای فراوان بر اوضاع مسلط شدند. اورشلیم به حکومت ارتقیان انتقال یافت. طرابلس زیر سلطه شیعیان بنی عمار بود. فاطمیان مصر با استفاده از این آشفتگی به گسترش اراضی خویش در فلسطین پرداختند و اورشلیم را تسخیر کردند و موصل زیر فرمان کربوغا بود. همهٔ این حاکمان پس از رسیدن صلیبیون به انطاکیه به جنگ با آنها برخاستند، ولی چیرگی آنان بر این شهر[پ ۱] این نبرد از نیروی مسلمانان کاست.
💡 و بـه ايـن جـغـرافـيـاى خـودرو و عـلم هـيـئت از قـطـبـيـن ومـعـدل النـهـار و مـنطقه البروج و دو نقطه اعتدال و انقلاب و ستاره قطبى جنوب شمالى وغـيـر ذلك از عـرض و طـول بـلاد مـعـلوم گـرديـد، خـطـاهـاى آقـاى سيد محمد كاظم در عروةالوثـقـى در قـبـله زنـگـبـار و حـبـشـه و صـنـعـا و يمن و شامات و هند و طرابلس و مراكش واسـپـانـيـول كـه نوعا اهالى مسلمان هستند و چون درس فقه ايشان را نيز ديده بودم كه دركـيـفـيت استدلال و استظهارات راجل است بنا گذاشتم عروة الوثقى را حاشيه كنم و مواضعخـطـاهـاى آقـا را مردود سازم كم كم اجتهاد خود را فعليت بدهم چون خود آقا اقرار داشت كهغـيـر از فـقـه و اصـول عـلوم ديـگـر را نديده نه معقول و حكمت و نه رياضيات از حساب وهـنـدسـه و هـيـئت و جـغـرافـيـا و نـجـوم و بـديـهـى اسـت كـه كـثـيـرى ازمـسـايـل و ابواب فقه منوط به علوم رياضيه است و فهم قرآن در اخبار معصومين منوط بهحـكـمـت و مـقـول اسـت و جـنـاب آقا با اين كه اقرار داشت كه اين علوم را نديده معذلك همه رامـردود و بـاطـل مـى دانـسـت، بـه مقتضى الناس اعداء، ما جهلوا، بلكه اجازه نمى دهد طلبهمعقول و رياضيات بخواند.