فرهنگ معین
(ضَ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) (عا. ) سست شدن، بی حال شدن.
(ضَ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) (عا. ) سست شدن، بی حال شدن.
( مصدر ) بیهوش شدن غش کردن.
(عا.)
سست شدن، بی حال شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایجاد بازشوهای وسیع در دیوارهای باربر خشتی یکی از عمدهترین ضعفهای موجود در ساخت چنین ساختمانهایی میباشد؛ اما به دلایل معماری و نورگیری ساختمان نمیتوان از این بازشوها صرفنظر نمود که ایجاد بازشوها در دیوار باربر اجتنابناپذیر مینماید؛ لذا میتوان با محدود کردن مقادیر ابعاد بازشوها طبق آئیننامههای مختلف، ابعاد بازشوها را تحت کنترل درآورد.
💡 به نوشته روزنامه Gwardia Ludowa از جنبش مقاومت لهستان در مه ۱۹۴۳: «از پشت دیوار دود و آتش که در آن پارتیزانهای جنگنده یهودی حضور دارند، افسانه روحیهٔ جنگندهٔ استثنایی آلمانیها زیر سؤال میرود. چه 'پیروزی' بدنامی که با سوزاندن و ویران کردن کامل محلههایی از شهر به دست آمده باشد؛ یهودیان جنگنده برای ما مهمترین نکته را به ارمغان آوردند: حقیقت دربارهٔ ضعف آلمانیها.»