هامن

لغت نامه دهخدا

هامن. [ م ُ ] ( اِ ) مخفف هامون است که زمین هموار و دشت سخت باشد که قبول باران نکند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). بیابان. دشت. هامون. || سطح مستوی. ( فرهنگستان ).

فرهنگ معین

(مُ ) (اِ. ) نک هامون.

فرهنگ عمید

= هامون

فرهنگ فارسی

هامون
(اسم ) ۱- زمین هموار دشت. ۲ - سطح مستوی.
مخفف هامون است که زمین هموار و دشت سخت باشد که قبول باران نکند. بیابان

فرهنگ اسم ها

اسم: هامن (پسر) (فارسی) (تلفظ: haman) (فارسی: هامن) (انگلیسی: haman)
معنی: هامون

ویکی واژه

نک هامون.

جمله سازی با هامن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به باشگاه فوتبال هلسینکی، باشگاه فوتبال کوپیون پالوسئورا، باشگاه فوتبال ماریهامن، و باشگاه فوتبال سینایوئن یالکاپالوکرهو اشاره کرد.

💡 کدورت‌خیز اوهامند ابنای زمان‌، بیدل دم حاجت دماغ این عزیزان را صفا بنگر

💡 هجر کم یا ماله من امتداد مهجتی یا مالهامن احتمال

💡 ایدون عرش عظیم و مشرق بیضاش هست سهامن بدل چو چرخ کیانم

💡 هجر کم هامنه لی قلب مریض وصلکم من این لی هذاالرمیض

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز