لغت نامه دهخدا
صیغه رو. [ غ َ / غ ِ رَ / رُو ] ( نف مرکب ) زنی که خود را بعقد انقطاع مردان درآورد. متعه. زنی که به صیغه مردان درآید. آنکه صیغه شدن را پیشه خود کند.
صیغه رو. [ غ َ / غ ِ رَ / رُو ] ( نف مرکب ) زنی که خود را بعقد انقطاع مردان درآورد. متعه. زنی که به صیغه مردان درآید. آنکه صیغه شدن را پیشه خود کند.
( ~. رَ ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) زنی که صیغة مردان شود.
زنی که به عقد موقت مردان درآید، زنی که کارش صیغه شدن است، صیغه رونده.
( صفت ) زن یا دختری که خود را به عقد انقطاع مردان در آورد زنی که صیغه مردان شود.
زنی که صیغة مردان شود.
💡 در زبانهای اصلی هندواروپایی ظاهراً مصدر وجود نداشتهاست. اصولاً همهٔ زبانها صیغهٔ خاصی را برای بیان معنی مصدر دارا نیستند و آنجاها که این صیغه وجود دارد صورت و ساختمان کلمه، حتی در زبانهای نزدیک و همسایه با هم مطابقت نمیکند.
💡 پسوند-لر-لار در آخر صیغههای فعلی به صورت متصل نوشته میشود ولی در آخر اسمها بهتر آن است که منفصل نوشته شود.
💡 لوح یادبود بانو چوی در چیلگونگ (محل تاریخی شماره ۱۴۹)، مکانی که لوح های اجدادی هفت صیغه سلطنتی دیگر را در خود جای داده است، ثبت شده است. به چوی سوک-بین لقب پس از مرگ هواگیونگ (화경، 和瓊) داده شد که به معنای ("هماهنگ") است. او بعداً به هویدوک ("فضیلت باشکوه") و به آنسون ("پاکی آرام") ارتقا یافت.
💡 شناسه جزئی از فعل است که در هر صیغه تغییر میکند و مفهوم شخص و شمار فعل از آن بر میآید. شناسههای فارسی بدین شرحند:
💡 تیفراتس شاهزاده هخامنشی و پسر هفتم خشایارشا از یک صیغه بود. او همراه با پسر عموی خود فرنداتیس در نبرد یوریمدون شرکت کرد و فرمانده ناوگان ارتش هخامنشی بود در حالی که فرنداتیس در این نبرد کشته شد تیفراتس زنده ماند. تیفراتس در قرن ۵ پیش از میلاد زندگی میکرد.
💡 در ایران از نظر مذهبی، رابطه جنسی اجباری در دوره نامزدی به پشتوانه صیغه موقت مجاز بوده و مرد متجاوز فقط در صورت ازاله بکارت میبایست جریمه مالی خسارت را به دختر بدهد.