صبح کردن

لغت نامه دهخدا

صبح کردن. [ ص ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به صبح درآمدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) به صبح در آمدن.

جمله سازی با صبح کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «اینجا یادگرفتم که به جای حرف زدن و دائماً دنبال تمجید و تعریف بودن، سرم را بیندازم پایین و اگر می‌توانم کاری بکنم. در ایران که بودم، بسیار می‌دیدم آدم‌هایی را که صبح تا شب حرف می‌زدند اما یک آجر روی آجر نگذاشته بودند. دوران این چیزها گذشته. من اگر روزی به ایران بازگردم، در چمدانم این وجدان کار کردن را با خودم می‌برم.»

💡 ایرانی‌ها که پیش از اسلام نیز یکتاپرست بودند، در روزهایی از سال از خوردن بعضی خوردنی‌ها پرهیز می‌کردند اما روزه نمی‌گرفتند تا این‌که با ورود اسلام به ایران، یکی از موارد مهمی که باید به آن توجه می‌کردند بیدار کردن دیگر مسلمانان برای خوردن سحری و خواندن نماز صبح بود؛ همان‌گونه که سپاهیان ایرانی پیش از اسلام همزمان با طلوع آفتاب بر طبل می‌نواختند؛ رسمی که پس از اسلام به شیوه‌ای برای بیدارکردن مسلمانان تبدیل شد.

نشانه یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز