لغت نامه دهخدا
( صبح آخرین ) صبح آخرین. [ ص ُ ح ِ خ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) صبح دوم. بام دوم. صبح صادق:
بر خلاف صدق هرگز در هوایت دم که زد
کاولش آن دم چو صبح آخرین سودا نکرد.سلمان ساوجی.
( صبح آخرین ) صبح آخرین. [ ص ُ ح ِ خ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) صبح دوم. بام دوم. صبح صادق:
بر خلاف صدق هرگز در هوایت دم که زد
کاولش آن دم چو صبح آخرین سودا نکرد.سلمان ساوجی.
( صبح آخرین ) صبح دوم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عقل اول اول از رایت زند دم در امور چون ز خورشید جهان افروز صبح آخرین
💡 یکی از آثار مهم این هنرمند فیلم صبح آخرین روز است.
💡 انار چینی یا جشن انار یکی از آئینهای قدیمی است که در صبح آخرین جمعه مهرماه توسط مردم مناطق انارخیز برخی نقاط ایران برگزار میشود، این مراسم هم چنین با عنوان انارواچینی نیز شناخته میشود.