لغت نامه دهخدا
شین و ماشین. [ ن ُ ] ( اِخ ) چین و ماچین. ( نخبة الدهر دمشقی ). رجوع به چین و ماچین شود.
شین و ماشین. [ ن ُ ] ( اِخ ) چین و ماچین. ( نخبة الدهر دمشقی ). رجوع به چین و ماچین شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شکر شد از خجالت لعل تو آب وار بر شین و کاف و ری چو کشیدی تو خی و طی
💡 مه را به روی خوب تو نسبت کجا رسد ای رویت آفتاب و لبت شین و کاف و ری
💡 درآمد آتش عشق و بسوخت هر چه جز اوست چو جمله سوخته شد شاد شین و خوش میخند
💡 تو شین و کاف و ری را خود مگو شکر که هست از نی مگو القاب جان حی یکی نقش و کلامی را
💡 وی یک پادکست با نام «دیوید تننت یک پادکست دارد همراه…» دارد و تاکنون افرادی همانند مایکل شین و جان هم و سامانتا بی و جیمز کوردن و… از جمله مهمانهای این پادکست بودند.
💡 الینا شکارچی را میکشد و با کشتن شکارچی جرمی به شکارچی خون آشام تبدیل میشود. جرمی با کشتن کول، برادر کلاوس که یک اصیل است خالکوبی را تکمیل میکند و دکتر شین و بقیه به جزیرهای که سایلس و درمان است میروند و کاترین دارو را دزدیده و با کشتن جرمی فرار میکند.