شیشه گردان
مترادفها
شیشهگر
لغت نامه دهخدا
شیشه گردان. [ شی ش َ / ش ِ گ َ ] ( نف مرکب ) شیشه باز. محیل و شعبده باز و دغلباز. ( آنندراج ) ( از برهان ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به شیشه باز شود.
فرهنگ عمید
حیله گر، مکار، حقه باز، شعبده باز، شیشه باز.
فرهنگ فارسی
شیشه باز محیل شعبده باز و دغلباز
جمله سازی با شیشه گردان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه بشکست شیشه نه گردید کم فرومانده گردان و گشته دژم