لغت نامه دهخدا
شکم انداختن. [ ش ِ ک َ اَ ت َ ]( مص مرکب ) مرادف شکم داشتن. ( آنندراج ):
شکم انداخته ابر بهاری
شده آبستن گوهر نثاری.حکیم زلالی ( ازآنندراج ).رجوع به شکم داشتن شود.
|| اسقاط حمل، ترجمه محاوره هندی است. ( آنندراج ).
شکم انداختن. [ ش ِ ک َ اَ ت َ ]( مص مرکب ) مرادف شکم داشتن. ( آنندراج ):
شکم انداخته ابر بهاری
شده آبستن گوهر نثاری.حکیم زلالی ( ازآنندراج ).رجوع به شکم داشتن شود.
|| اسقاط حمل، ترجمه محاوره هندی است. ( آنندراج ).
مرادف شکم داشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به طور کلی تکنیک ترمز کوهنوردی بر اساس انداختن وزن بدن بر روی کلنگ است. به طوری که ابتدا باید کوهنورد در حال سر خوردن بدن خود را هدایت کند به طوری که سر به سمت بالای شیب و شکم بر روی سطح قرار بگیرد (سر بالا - خوابیده به شکم). سپس در این حالت وزن را بر روی کلنگ متمرکز کند تا باعث توقف شود.