لغت نامه دهخدا
شورماهی. ( اِ مرکب ) ماهی شور: و بنهرالکر شورماهی الذی یحمل الی الاَّفاق مالحاً. ( اصطخری ). رجوع به ترکیبات شور شود.
شورماهی. ( اِ مرکب ) ماهی شور: و بنهرالکر شورماهی الذی یحمل الی الاَّفاق مالحاً. ( اصطخری ). رجوع به ترکیبات شور شود.
ماهی شور
شورماهی، روستایی در دهستان اناران بخش مرکزی شهرستان دهلران در استان ایلام ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۱۱۹ نفر ( ۲۳ خانوار ) بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماهی و چون عیان شوی شمع هزار مجلسی سروی و چون روان شوی شور هزار لشکری
💡 چو ماهی ز سرچشمه افتاده دور سوی تابهاش میکشد بخت شور
💡 گوشت گاو، مخمر آبجو، تخم مرغ، سبزیهای تازه، قلوه، حبوبات، قارچ، انواع مغزها، عسل سلطنتی (شاه انگبین)، ماهی آب شور، مخمر تورلا، آرد چاودار کامل و گندم کامل.